فرستنده : میثم از اصفهان)
وقتی که بن بست غربت ، سایه سار قفسم بود ، زیر رگبار مصیبت ، بی کسی تنها کسم بود !
 

کنم هر شب دعایی ، کز دلم بیرون رود مهرش ، ولی آهسته می گویم ، الهی بی اثر باشد .
 

در خواب ناز بودم شبی ، دیدم کسی در می زند ، در را گشودم روی او ، دیدم غم است در می زند ، ای دوستان بی وفا ، از غم بیاموزید وفا ، غم با آن همه بیگانگی ، هر شب به من سر می زند .
 
خدایا ! سرای محبت کجاست ؟ من آواره ام ، شهر الفت کجاست ؟
 
کسانی که از عشق دم می زنند ! چرا بین ما را به هم می زنند ؟
 

ای پیتزای قلبم ، ای همبرگر زندگی ، ای ماکارونی افکارم ، بی تو من فلافلم .
 
زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی .
 

ای آنکه در نگاه تو خورشید خفته است ، این نامه را بنام تو آغاز میکنم .
 

برات شب ها اس ام اس میدم تا بهت بگم : تنهام ، مثل ماه و کوچیکم ، مثل ستاره .
 

مهم نیست قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی ، حتی برای یک نفر .

[my_robot_links]

مطالب داغ


پرشین جوک

دوستان عزیز تمام سعی ما شاد کردن دل شما کاربران عزیز حتی لحظه ای می باشد. پس به مطالب این سایت به صورت طنز نگاه کنید.