آقای دست و دلباز جوهر خودكارش تموم میشه ترك تحصیل میكنه

یه روز آقای دست و دلباز ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل
یه روز آقای دست و دلباز قرص اكس می خوره میره تو تاكسی دونفر را حساب میكنه
تو شهر دست و دلبازا هیچكس ساعت ندارد برای اینكه همه از ساعت میدان شهر استفاده می كنند
آقای دست و دلباز یه موز میخوره تا یه هفته دستشویی نمیره
 آقای دست و دلباز موز میخوره پوستش رو می زاره لای دفتر خاطراتش!!!
 آقای دست و دلباز داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام می دهند یا نه.
یه وزنه محکم از بالای یه ساختمون می افته روی پای  آقای دست و دلباز،  آقای دست و دلباز داد میزنه:آخ! کفشم، اوخ!


پرشین جوک

دوستان عزیز تمام سعی ما شاد کردن دل شما کاربران عزیز حتی لحظه ای می باشد. پس به مطالب این سایت به صورت طنز نگاه کنید.

1 دیدگاه

دیدگاه‌ها بسته است.