زندگي مثل ديکته می مونه.  هي مي نويسيم. هي غلط مي نويسيم. هي پاک مي کنيم. هي دوباره مي نويسيم. هي دوباره ….
غافل از اينکه عزرائيل یهوکی داد ميزنه برگه ها بالا
===============================
یه نفر از تو خیابون رد میشده، می بینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه.
میگه چی شده عزیزم؟
پسر بچه میگه اسکناس 100 تومانی ام را گم کردم.
مرد میگه این که گریه نداره بیا این 100 تومان مال تو.
بچهه بلندتر می زنه زیر گریه!!!
مرده میگه: دیگه چیه؟
بچه میگه : اگه اسکناسم رو  گم نکرده بودم الان 200 تومان داشتم….
==================================
يه بابايي پسرشو ميبره ازمايش كنه تا ببينه ديوونه است يا نه! دكتر به پسره ميگه برو با اين آبكش آب بيار پدرش ميگه اين خستس بزار خودم برم بيارم!
==================================
یارو از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا!!!
=================================
به غضنفر مي گن از چه لبي خوشت مياد ؟ ميگه از لب جوب
=================================
مادر زن اسلحه اي است انفرادي كه با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي كردن داماد بيچاره خنك ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تك تير وگاهي رگبار شليك مي كند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يك ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!
=================================
يه بچه‌هه سر ميز صبحونه، هي داشته با تعجب به پدربزرگ پير و پولدار و خسيسش نگاه مي‌كرده! يه كم كه ميگذره بابابزرگه خسته مي‌شه و مي‌گه: چي شده نوه‌ي عزيزم؟ چرا به من زل زدي؟

بچه‌هه مي‌گه: بابا بزرگييييي، دارم مي‌گردم ببينم برچسب تاريخ و قيمتت رو كجا زدن!
بابابزرگه گيج مي‌زنه و مي‌گه: عزيزم متوجه نشدم، برچسب قيمت و تاريخ چيه ديگه؟

بچه‌هه مي‌گه: آخه بابايي ديشب به ماماني مي‌گفت كه هر وقت تاريخ مصرف اين پيري تموم بشه، انشاالله پرايدمونو با بي ام و عوض مي‌كنيم!

مطالب داغ

دسته‌ها: همه جک ها

پرشین جوک

دوستان عزیز تمام سعی ما شاد کردن دل شما کاربران عزیز حتی لحظه ای می باشد. پس به مطالب این سایت به صورت طنز نگاه کنید.