اختصاصی پرشین جوک

قصه کودکانه و زیبای حساسیت زنبوری

قصه کودکانه قصه روزی روزگاری زنبوری مریض شده بود و هی عطسه می کرد و می گفت: زیچّی…زیچّی … فکر می کرد سرما خورده به خاطر همین شروع کرد به خوردن عسل سرماخوردگی و عسل ضد سرفه… اما حالش بهتر نمی شد و هی بیشتر عطسه می کرد … زیچّی ادامه مطلب…

قصه جالب کودکانه درخت سیب منبع
اختصاصی پرشین جوک

قصه ی جالب کودکانه درخت سیب

 قصه های کودکانه   قصه های کودکانه سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می ادامه مطلب…

قصه جالب نی نی و سنجاب کوچولو
اختصاصی پرشین جوک

قصه ی جالب نی نی و سنجاب کوچولو – داستان کودکانه

 داستان های کودکانه قصه چند روز پیش، نی نی سنجابها به دنیا آمد و سنجاب کوچولو صاحب یک برادر شد. نی نی سنجاب ها خیلی ریزه میزه و با نمک بود. سنجاب کوچولو از دیدن برادر کوچولوی خودش خیلی خوشحال شده بود. می خواست بغلش کند و با او بازی کند ادامه مطلب…